در مذمتِ فوتبال واکنشـــــی و قضاوت های ناپایدار: «اسارت در آخرین قاب»
![]() |
«سوتها و اعتراضها زادهی نتیجهاند؛ چون همیشه نتیجه را قضاوت میکنیم، نه کار و روند را.»
آریگو ساکی پس از حذف ایتالیا از جام جهانی 2018 در گفتوگو با Premium Sport (14 نوامبر 2017)
یکی از خطاهای مکرر انسان، میل به قطعیکردنِ امور ناپایدار است؛ اینکه از یک لحظه، حکمی درباره یک روند صادر کند و از یک نمود، به ماهیت برسد. ما اغلب آنچه را اکنون میبینیم، تمام آن چیزی میپنداریم که وجود دارد؛ گذشته را فراموش میکنیم، آینده را پیشاپیش داوری میکنیم و میان «آنچه هست» و «آنچه در این لحظه به نظر میرسد» تمایزی نمیگذاریم.
فوتبال، شاید یکی از عریانترین میدانهای بروز این خطای ذهنی باشد؛ جایی که یک نود دقیقه کافیست تا در آن، حافظهی هوادار بازنویسی شود؛ یک نمایش خوب، بازیکنی را از آستانهی اخراج به ستارهی نجاتبخش بدل کند و چند اشتباه، همان بازیکن را به مسئلهای بنیادی فرو بکاهد؛ گویی کیفیت، چیزی ثابت نیست که در طول زمان فهمیده شود بلکه چیزیست که هر هفته، متناسب با آخرین تصویر، دوباره اختراع میشود.
یکی از آفتهای فوتبال، بهویژه در جوامعی که هنوز با منطق حرفهای این ورزش فاصله دارند، همین قضاوتهای غریزی، سادهانگارانه و بیش از حد حساس است؛ قضاوتی که در آن کیفیت یک بازیکن یا مربی نه در امتداد یک روند، بلکه بر اساس آخرین قاب دیدهشده سنجیده میشود. اینجا مسئله فقط خطای یک هوادار در قضاوت نیست؛ مسئله زمانی جدی میشود که این قضاوتهای لحظهای، به مطالبه، تصمیم و نهایتاً سیاستگذاری ورزشی تبدیل شوند.
چند نمایش خوب، بازیکن افتکرده را ناگهان به بهترین و مربی ناکام را به حلال مشکلات بدل میکند؛ همانگونه که چند عملکرد ضعیف، تمام داشتههای پیشین را بیاعتبار و لشکری برانگیخته میسازد.
قراردادِ بازیکنی که تا دیروز مطالبهی فسخش بود، ناگهان به ضرورتی برای تمدید تبدیل میشود و برعکس، یک دورهی افت، چنان تعبیر میشود که گویی نقصی بنیادین در کیفیت او کشف شده است.
مشکل اما صرفاً در خطای تحلیل نیست؛ در پیامد آن است. این نگاهِ واکنشی، تصمیمسازی را نیز هیجانی میکند: تغییر شتابزدهی مربی، حذف بازیکنان در مقاطع نامناسب، ناامیدیهای مقطعی و بازگشتهای هیجانی. حاصل، اغلب نه اصلاح که تشدید بیثباتیست. تیمی که باید با ارزیابی روندها، دادهها و زمینهی عملکردش اداره شود، اسیر نوسان افکار عمومی میشود و هوادار بهجای آنکه ناظر فوتبال باشد، ناخواسته به کاتالیزور بحران تبدیل میشود.
همهی اینها اما به معنای نفی نقدهای تند، تحلیلهای بدبینانه یا حتی مطالبهی تغییر نیست. اتفاقاً نقد سختگیرانه اگر بر شناخت، شواهد و دیدنِ روندها استوار باشد، بخشی ضروری از فوتبال است. مسئله، بدبین یا خوشبین بودن نیست؛ مسئله آن است که قضاوت ما محصولِ تحلیل باشد، نه تحلیل، محصول حال و هوای ما. این دو گرچه در ظاهر ممکن است شبیه به هم باشند اما از اساس دو چیز متفاوتاند.
فوتبال حرفهای بیش از آنکه به واکنشهای تند نیاز داشته باشد، به حافظه، صبر و قدرت تفکیک «فرم» از «کیفیت» محتاج است. یک بازی خوب، کسی را نابغه نمیکند؛ همانطور که یک بازی بد، الزاماً کسی را بیکیفیت نمیکند.
منتشر شده در جامعه مجازی هواداران باشگاه یوونتوس در ایران










